صفحه ها
دسته
دوستان من
دسترسی سریع
دانش و فناوری
تغذیه و سلامتی
عشق یا نفرت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 54327
تعداد نوشته ها : 240
تعداد نظرات : 16
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

حبیب‌الله پیمان:برای گشودن بحث لازم است که میان دو مفهوم رقابت و مسابقه که تا حدودی با هم خویشاوندی دارد و گاه هم به جای یکدیگر به کار می‌رود، تمایز قائل شویم. رقابت را می‌توان نوعی مسابقه هم به شمار آورد ولی مسابقه با تعریفی که در ذیل خواهد آمد، مفهومی رقابت‌انگیز ندارد. رقابت زمانی اتفاق می‌افتد که دو نفر یا دو گروه و یا حتی بیشتر برای دسترسی به منابع قدرت که خواه‌ناخواه با محدودیت مواجه است، درگیر یک مسابقه شوند.

مسابقه به جای رقابت با این تعریف رقابت می‌تواند معطوف به کنترل منابع و یا با هدف در اختیار گرفتن فرصت‌ها و امکانات بیشتری باشد که برای دستیابی به منابع قدرت مورد نیاز است. مثلا قدرت سیاسی یک منبع قدرت است که انتخابات به عنوان فرصت و امکان دستیابی به قدرت تعریف می‌شود و عده‌ای از راه انتخابات برای دستیابی به آن قدرت مسابقه می‌دهند. از طرف دیگر به دلیل محدودیت امکانات و فرصت‌های این مسابقه، دو طرف درگیر یک مسابقه البته با ماهیت خصمانه می‌شوند لذا خصمانه بودن صفت ذاتی این مسابقه است. گاهی این بحث میان متفکران مطرح می‌شود که فرصت‌ها و امکانات می‌تواند نامحدود باشد به گونه‌ای که هر شخصی قادر باشد به اندازه‌ای که می‌خواهد آن را در اختیار بگیرد و وارد یک مسابقه خصمانه هم نشود. اما این نظر در صورتی می‌تواند محقق شود که امکانات به گونه‌ای توزیع عادلانه شده باشد که همه بتوانند برای پیشبرد اهداف و مقصود خود آن را در اختیار گیرند. اگر امکانات و منابع به صورتی غیرعادلانه و در دست یک گروه انباشت شود و رقیب از آن منابع محروم بماند، این رقابت به صورتی مضاعف خصمانه می‌شود. بدین ترتیب ویژگی رقابت با توجه به تعریفی که ارائه شد، این است که برنده شدن یک گروه در این بازی ملزوم بازنده شدن گروه رقیب است. در این بازی قطعا عده‌ای بازنده هستند و عده‌ای بدون شک برنده. در ماهیت رقابت به دلیل نوع انگیزه افراد که برنده شدن است وجه خصمانه پررنگ می‌شود چرا که منطق حاکم بر رقابت، منطق همه چیز یا هیچ چیز است. در این بازی یا به ریاست جمهوری می‌رسید یا نمی‌رسید. شق دیگری هم وجود ندارد.

البته رقابت در جامعه‌های سرمایه‌داری و نظام‌های دموکراسی، بازی اصلی است که هم در بازار سیاست و هم اقتصاد جریان دارد چرا که منابع در این جوامع به صورت محدود گذاشته شده و انگیزه تملک منابع افراد را به سمت رقابت سخت پیش می‌برد. البته در چنین جوامعی قواعد و مقرراتی برای مسابقه تنظیم شده است که نظم جامعه بر هم نخورد. یعنی هم در بازار آزاد اقتصادی مقرراتی هست که بازیگران باید رعایت کنند و هم در میدان مبارزه سیاسی، امکانی همچون انتخابات قرار داده شده تا رقابت به صورت سالم انجام شود و به جنگ و ستیز آشکار و عریان منجر نشود و بازی تا آخر ادامه یابد و در میان راه هم با اخلال مواجه نشود.

از زاویه دیگر باید متذکر شد که گاهی آشکار نشدن خصومت‌ها و تبدیل نشدن آن به خشونت عریان هم به هیچ دلیل نشانه باقی نماندن ماهیت خصمانه رقابت نیست. معمولا به دلیل اینکه برای هر گروه، برنده شدن امری حیاتی است و بازنده شدن به معنی از دست دادن همه چیز برای یک دوره معین است، طرفین به میزانی که قدرت و امکانات دارند، تلاش می‌کنند تا قواعد بازی را یا بر هم بزنند و یا دست‌کم دور بزنند و نادیده بگیرند.
 به همین جهت است که در قالب رقابت‌های سیاسی و اقتصادی در دموکراسی‌های سرمایه‌داری شاهد تقلب و نقض قوانین و سوءاستفاده از امکانات برای انحصار فرصت‌ها و اشکال پیچیده‌ای از تخلف هستیم. نمونه زنده آن را می‌توان در آمریکای لیبرال و دموکرات و در حادثه واترگیت شاهد بود. اکنون شاید این پرسش مطرح شود که آیا اصولا برای اینکه رقابت خصمانه نداشته باشیم، باید بازار سیاست و اقتصاد تعطیل شود؟ پاسخ این است که از این رقابت ظاهرا گریزی نیست و باز این پرسش طرح می‌شود که آیا می‌توان این رقابت را به نحوی سامان داد که ماهیت خصمانه رقابت از بین برود و رقابت مضمونی دوستانه و مسالمت‌آمیز پیدا کند؟ قبل از پاسخگویی لازم است که مفهوم مسابقه تعریف شود. مسابقه به این مفهوم است که دو یا تعداد بیشتری از افراد برای دستیابی به آنچه موجب افزایش قابلیت‌ها و توانایی‌های بیشتری برای خودشان می‌شود، تلاش کنند و مسابقه دهند و یا اینکه برای دسترسی به فرصت‌هایی که بتوانند خدمات بیشتری به دیگران یا جامعه ارائه دهند، مسابقه می‌دهند. در مسابقه، محدودیت هدف و فرصت وجود ندارد به این معنی که افراد به هر میزان در این هدف موفقیت کسب کنند، بهره‌ای از آنچه می‌خواهند به دست می‌آورند. لذا همه انسان‌ها می‌توانند به میزانی که توان و آمادگی دارند برای ارائه خدمات جایگاه شایسته‌ای به دست آورند. اما چه چیز به این اقدام ماهیت مسابقه می‌دهد؟ باید گفت که مسابقه،‌ رقابتی معنوی است به این معنی که چون انسان‌ها علاقه‌مند هستند که در راستای قابلیت‌های خویش، پیشرفت زیادی کسب کنند، خود به خود در یک جامعه انسانی مسابقه‌ای برای کسب موفقیت‌ها انجام می‌شود. مثلا در زمینه تحقیقات علمی، پژوهشگران تلاش دارند تا معماهای حل نشده درون رشته خویش را حل کنند و لذا نوعی مسابقه پنهان و درونی برای زود به هدف رسیدن میان آنها وجود دارد. این رقابت البته خصمانه نیست چرا که در این مسابقه پژوهشگران به هر میزان که تلاش می‌کنند، به همان میزان هم پیشرفت می‌کنند. به خصوص اینکه معمولا مسئله دانش و تحقیقات به گونه‌ای است که در تبادل با یکدیگر و انباشت روی هم پیشرفت می‌کند و محققین از پژوهش و پیشرفت‌های یکدیگر بهره می‌برند. پس در این مسابقه بازنده نداریم اما برنده‌ها هم در یک سطح نیستند. به این ترتیب باید گفت که ویژگی اصلی مسابقه، حصول به امر خیر – برای خود و دیگری – است و به این علت که هیچ‌گونه تزاحمی در مورد رسیدن به درجات بالایی از هدف و نیز استفاده از فرصت‌‌ها و امکانات میان بازیگران وجود ندارد، این مسابقه هرگز خصمانه نمی‌شود و ماهیتا تقلب‌بردار هم نیست.

در رقابت اما به این دلیل که هدف غایی کنترل و تملک یک منبع بیرون از فرد مثل مالکیت قدرت سیاسی و هر آینه ممکن است که اختیار از دست فرد خارج شود، زمانی یک گروه برنده است و زمانی دیگر یک گروه دیگر اما آنچه در مسابقه نصیب فرد می‌شود، یک سرمایه درونی است و برای همیشه با او باقی می‌ماند و فرد هیچگاه نگرانی از دست دادن آن را ندارد. لذا در مسابقه خصومت بلاموضوع است مگر در ذهن و عمل شخصیت‌های بیمار به این ترتیب در مسابقه هر چیز به توانایی فرد و نیز دسترسی برابر به فرصت‌ها و امکانات بستگی دارد.
 اما همیشه امکان بی‌عدالتی و توزیع ناعادلانه منابع و امکانات در جوامع انسانی وجود دارد که تلاش یک نظام اجتماعی باید بر توزیع عادلانه امکانات موجود قرار گیرد تا مسابقه در همه جوانب ماهیت مسالمت‌جویانه و انسانی خود را حفظ کند چرا که در صورت انحصار امکانات در اختیار یک گروه، مسابقه شکل و مضمون واقعی خود را از دست می‌دهد و بلاموضوع می‌شود. پس در مسابقه بهره‌مندی و افزایش قابلیت‌ها هدف است و ماهیت هدف نیز سلطه‌جویانه نیست. در بینش وحیانی نیز این نوع از مسابقه مورد تایید است و رقابت با ماهیت خصمانه مذموم شناخته شده و در مقابل مسابقه در امور خیر مجاز شمرده شده است. در قرآن این آیه را داریم که «در امر خیر از یکدیگر سبقت بگیرید.» اکنون این سوال در ذهن می‌آید که آیا می‌توان قدرت سیاسی و اقتصادی که امروزه هدف اصلی برای رقابت است را ماهیتی سبقت‌جویانه بخشید؟ البته با یک پیش‌شرط می‌توان به رقابت ماهیتی مسالمت‌جویانه بخشید. شرط این است که انگیزه افراد در کسب اقتدار سیاسی، انجام وظیفه و خدمات‌رسانی به مردم باشد. تعریف کنونی که صاحب یک کرسی نمایندگی و مقام سیاسی می‌تواند برای کسب منافع خاص شخصی و گروهی از امکانات موجود استفاده کند باید عوض شود. اینکه کسب پست‌های سیاسی این امکان را به فرد می‌دهد که توانایی در اختیار گرفتن منابع قدرت را برای خود داشته باشد، رقابت خصمانه را دامن می‌زند. پس باید هر آنچه در نظام رقابت دموکراسی‌های سرمایه‌داری، هدف شمرده می‌شود تغییر ماهیت داده و هدف کنترل و تملک سرمایه و قدرت سیاسی تنها خدمت‌رسانی به عموم تعریف شود. بنابراین در این محدوده دیگر بازنده وجود ندارد. تا زمانی که قدرت پست‌های سیاسی منشا امتیاز باشد، رقابت خصمانه باقی می‌ماند اما اگر انگیزه‌ها به خدمت متمایل شود، هر شخصی برای در اختیار گرفتن مسئولیت قدم پیش نمی‌گذارد.

برای نیل به این هدف باید مناسبات جامعه تغییر کند. برای داشتن یک زندگی سالم، لازم نیست که پست و مقام داشت. در چنین جامعه‌ای مناسبات احزاب باید به گونه‌ای باشد که خدمتی به جامعه عرضه شود. احزاب باید برنامه‌ها و ایده‌های خود را در معرض افکار عمومی جامعه بگذارند و به جای رقابت افراد، برنامه‌ها مسابقه دهند و با انجام مسابقه میان ایده‌ها و قابلیت‌ها، جامعه بهترین و مناسب‌ترین ایده را برای خیر خویش انتخاب کند. در این سیستم حزبی که نمی‌تواند نظر مردم را جلب کند هم البته بازنده کامل نیست و در رده‌های پایین‌تر امکان ارائه خدمات به مردم را دارد.
 پس با تغییر انگیزه‌ها می‌توان رقابت ناسالم را تبدیل به مسابقه‌ای سالم کرد. نکته دیگر که در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد این مسئله است که رقابت میانه‌ای با اخلاق انسانی ندارد و یک تلازم میان رقابت و عدول از ارزش‌های اخلاقی همواره موجود است. اعتقاد داشتن به اینکه یکی از پایه‌های اخلاق انسانی ایثار به نفع دیگری است، ما را به این حقیقت می‌رساند که در رقابتی که به منظور کنترل منابع صورت می‌گیرد گذشتن از حق خویش امکان‌ناپذیر است و اخلاق مفهومی ندارد. سرمایه‌داری و عقلانیت مدرن مبتنی بر هدف، وسیله و هزینه و فایده است. به همین جهت در جوامع مدرن اخلاق از حوزه سیاست و اقتصاد بیرون گذاشته شده است. کسانی که از رقابت اخلاقی سخن می‌گویند، یک خواسته امکان‌ناپذیر دارند چرا که میان اخلاق و رقابت تناقض وجود دارد اما پایه سبقت‌جویی بر اخلاق گذاشته شده و اخلاق مضمون ذاتی آن است. گاهی اتفاق می‌افتد که در برخی جوامع مسابقات جنبه خصمانه می‌یابد و گونه‌ای رقابت شکل می‌گیرد و ماهیت انسانی و سالم خویش را از دست می‌دهد. مثلا مسابقات ورزشی در حال حاضر به یک رقابت خصمانه تبدیل شده است که دو طرف برای تملک چیزی بیرونی رقابت می‌کنند. کنکور دانشگاه هم مثال دیگری از این دست است. در یک نظام سالم باید این امکان برای همه وجود داشته باشد که به میزان تلاش و انگیزه خود، کسب علم کنند. بنابراین اگر جامعه مبتنی بر توزیع عادلانه فرصت‌ها باشد و راه برای کسب عرصه‌های مختلف باز باشد، هیچ‌کس بازنده نیست و با روش‌های غیراخلاقی نیز مواجه نخواهیم شد.

اما در پایان شاید لازم باشد به این پرسش پاسخ گفت که چرا برخی حکومت‌گران با توسل به انواع حیل و اقدامات سعی می‌کنند مانع این شوند که دیگران بر جای آنان بنشینند؟ این نوع حکومتگران، امتیازاتی را کسب کرده‌اند که تا زمانی که در حکومت باشند، همراه با آنان است و با خروج از قدرت از آنان ستانده می‌شود. لذا دسته‌ای از حکومتگران که نمی‌خواهند به قواعد بازی تن دهند با هدف جاودانه ماندن در قدرت، راه‌های رقابت و مسابقه سیاسی را به روی رقیب می‌بندند و تمامی امکانات و منابع را کنترل می‌کنند و قواعد بازی را به آسانی زیر پا می‌گذارند. شاید اگر امتیازات ویژه حکمرانان حذف شود این ویژگی انحصارطلبی هم از بین برود.
  لینک یکتا: http://www.shahrvandemrouz.com/content/4538/default.aspx
دسته ها : انتخابات
پنج شنبه بیست و چهارم 2 1388
X